هی می گردم دور و بر جعبه های رنگ مو تازگی ها.
یعنی توی این مغازه های لوازم بهداشتی، هنوز اول می روم پای لوازم آرایشی ها، لای رنگ ها می پلکم. دست می کشم به شیشه ی لاک های خیلی رنگی، رژهای جیغ را بو می کنم، عطرها را سرسری بو می کشم، پای جعبه های عجیب و غریب ریلکس هم وا می ایستم، ببینم کی به کی و چی به چی است، بعد دوباره سر خرم را کج می کنم به سمت رنگ موها.
از بلوندها رد می شوم، قرمز شرابی ها را یک بار برمی دارم از جایشان، زود می گذارم سر جاش اما. بعد...
یکی از سیاه ها را، پرکلاغی ترینشان را، بر میدارم، می برم تا چند قدمی صندوق، رهاش می کنم روی میزی که آن وسط گذاشته اند، پول بقیه چیزها را می دهم، می زنم بیرون.
دلم پیش یک دخترک مو پر کلاغی جا می ماند توی مغازه، روی میز.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر