skip to main
|
skip to sidebar
قدم زدن روی ابرها
۱۳۹۱ فروردین ۶, یکشنبه
آقای بیدل دهلوی هم خیلی سال پیش گفته بودند*
گفت هی مدام مثل جنس بنجل من را پس نده به خودم. یک چند وقت تحمل کن، بلکم اندازه ات شدم.
*
من در تو گریزان شدم از فتنه خویش
من آنِ توام، مرا به من باز مده
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
فهرست وبلاگ من
برچسبها
از غربت
(2)
حرف مفت، بوق بزن
(1)
غورغور
(1)
غوطه وری، غورغور
(2)
نکن مامان جان
(3)
بايگانی وبلاگ
◄
2014
(1)
◄
ژانویهٔ
(1)
◄
2013
(13)
◄
دسامبر
(2)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(1)
◄
سپتامبر
(1)
◄
اوت
(1)
◄
آوریل
(1)
◄
فوریهٔ
(1)
◄
ژانویهٔ
(4)
▼
2012
(13)
◄
دسامبر
(2)
◄
اکتبر
(1)
◄
اوت
(1)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
ژوئن
(2)
◄
مهٔ
(1)
◄
آوریل
(1)
▼
مارس
(2)
آقای بیدل دهلوی هم خیلی سال پیش گفته بودند*
بوسه های بیهوده و جفتکهای فرسوده
◄
ژانویهٔ
(2)
◄
2011
(12)
◄
دسامبر
(1)
◄
نوامبر
(4)
◄
اکتبر
(1)
◄
اوت
(4)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
ژوئن
(1)
◄
2010
(4)
◄
اوت
(2)
◄
مهٔ
(1)
◄
ژانویهٔ
(1)
◄
2009
(9)
◄
دسامبر
(2)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(3)
◄
سپتامبر
(2)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر